محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
178
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
كشتگان را به گور كردند . پس به مدينه اندر آمد . و عبد الله ابىّ [ بن ] سلول گفت : اگر فرمان من كردندى كشته نشدندى ، و خداى عزّ و جلّ از دى باز گفت : * ( لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا 3 : 168 ) * ، و پس گفت : * ( قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . 3 : 168 ) * بگوى اى محمّد ، كه شما مرگ از خويشتن باز داريد اگر راست گوييد . و مردى بود به مدينه ، عرب ، همه روز نماز كردى و قرآن خواندى . پيغمبر گفتى اين از اهل دوزخ است . پس روز احد بيرون آمد و حرب كرد و هشت كس از مشركان بكشت ، و جراحت كردندش ، و او را باز مدينه بردند . چون مردمان باز آمدند ، او را گفتند چه نيكوكارى كردى ؟ گفت : از بهر آن كردم تا حسب و نسب من بدانند كه من از مردمان بزرگم . روزى چند بر آمد . تيرى بر گرفت و با پيكان به گلو فرو برد و خويشتن را بكشت . مردمان گفتند كه ما گواهى دهيم كه محمّد پيغمبر خداى است بحقّ ، و خداى عزّ و جلّ اندر كار او آيت فرستاد . و پيغمبر چون به مدينه باز آمد به راه اندر حمنه بنت جحش پيش آمدش . و حمزه خال وى بود و برادرش عبد الله بن جحش را كشته بودند و شوهرش را نيز كشته بودند . مردمان او را خبر كشتن حمزه آوردند ، گفت : * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ 2 : 156 ) * . خداى او را بيامرزاد . پس خبر برادرش بگفتند ، همچنان گفت . پس چون خبر شوهرش گفتند بانگ كرد و بخروشيد . پيغمبر گفت سبحان الله ، پديد آمد كه پيش زن گرامىتر از شوى نيست . [ 193 b ] روز يكشنبه به مدينه اندر آمد ، و پيغمبر را عليه السّلام جبريل عليه السّلام آيت آورد و گفت : * ( ما أَصابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ . 3 : 166 ) * الآيه . چون خبر آمد كه بو سفيان دو منزل بشد و بايستادند و قريش بر وى گرد آمدند و گفتند باز گرديم و به مدينه شويم و غارت كنيم . پيغمبر عليه السّلام منادى كرد و بفرمود كه بيرون شويد از پس دشمن فردا . و هر كه به احد نبوده است نخواهم كه بيرون آيد . و آن مردمان همه مجروح بودند . گفتند چگونه كنيم . پيغمبر عليه السّلام گفت : جز آنان نخواهم كه با من بودند از بهر آنكه تا عبد الله بن ابىّ [ بن ] سلول بيرون نيايد . و بشتافت تا خبر به بو سفيان رسد و بداند كه ضعيف نشده اند . خداى عزّ و جلّ گفت : * ( إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُه وَتِلْكَ الأَيَّامُ ) *